تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
نزد خبره و مقوّم رفته و بوى اظهار كنند زمينى است در آن بناء يا اشجار بوده كه بدست مستعير احداث و غرس شده و مالك زمين مخيّر است بين اينكه درختان را از زمين كنده و بناء را خراب نموده و در مقابل ارش آنها را به مستعير بپردازد و بين اينكه آنها را در زمين باقى گذارده و اجرت آنها را از وى گرفته و بين اين كه با رضايت مستعير آنها را تملك كرده و قيمتشان را بوى اعطاء كند چنين زمينى قيمت و ارزشش چقدر است مثلا مقوّم مىگويد 1000 تومان سپس از مقوّم مىپرسند بناء يا اشجار در چنين زمينى با خصوصيات نامبرده چه قيمتى دارد اگر گفتند 200 تومان پس معلوم مىشود ارزش مال مستعير نسبت بمال معير يك خمس است پس از ثمنى كه دريافت كرده‌اند خمس آن متل مستعير بوده و چهار خمس ديگر متعلق به معير است . قوله : و لو اتفقا على بيع ملكهما : ضمير تثنيه در [ اتفقا ] و [ ملكهما ] به معير و مستعير راجع است . قوله : و وزّع الثمن عليهما : كلمه [ وزّع ] يعنى تقسيم مىشود و ضمير در [ عليهما ] به ملك معير و مستعير عود مىكند . قوله : فيقسط على ارض مشغولة به : ضمير نائب فاعلى در [ يقسط ] به ثمن و در [ به ] به ملك مستعير راجعست . قوله : و على ما فيها مستحق القلع : كلمه [ ما فيها ] معطوف است به [ ارض مشغولة به ] و ضمير مؤنث به ارض راجع بوده و كلمه [ مستحق القلع ] منصوب است تا حال باشد از [ ماء موصوله ] . قوله : على احد الوجوه : مقصود از [ احد الوجوه ] ارش يا ابقاء با اجرت يا تملك با قيمت مىباشد .