قوله : و انكان مدعيا بكل وجه : ضمير در [ كان ] بودعى راجعست و مراد از [ بكل وجه ] ممكن است اين باشد كه مديع را بهرمعنا كه تفسير كنيم وى مدعى واقع مىشود چه بگوئيم مدعى كسى است كه قولش با ظاهر مخالف بوده يا با اصل موافق نباشد يا وى كسى است كه وقتى خصومت را رها كند نزاع رها نشده و ختم نگردد چه آنكه بديهى است تمام اين معانى بر ودعى در اينجا منطبق است .
و احتمال دارد مقصود از اين عبارت اين باشد كه به هيچ وجه من الوجوه رائحه انكار در وى نبوده و مدعى محض است .
قوله : على المشهور : قيد است براى [ يقبل ] كه مرحوم مصنف در متن فرموده .
قوله : لانه محسن : ضمير در [ لانه ] به ودعى راجعست و اين عبارت اشاره است باينكه در دليل اينطور آمده : و ما على المحسنين من سبيل و چون وى از مصاديق محسن محسوب ميگردد لاجرم سبيلى بر وى نمىباشد .
متن :
هذا إذا ادعى ردها على من ائتمنه ، أما لو ادعاه على غيره كوارثه فكغيره من الأمناء ، لأصالة عدمه و هو لم يأتمنه فلا يكلف تصديقه و دعوى ردها على الوكيل كدعواه على الموكل ، لأن يده كيده
شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
حكمى كه ذكر گرديد و گفتيم قول ودعى در دعواى رد مقبول و مسموع است در صورتى است كه ادعا نمايد وديعه را بر كسى رد نموده كه وى را امين مىداند همچون مودع ولى اگر ادعا
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 211
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢١١