تبصره
از حكم مذكور در متن يعنى [ عدم جواز استصحاب وديعه در سفر ] دو مورد استثناء شده :
الف : اگر ودعى در حال سفر بوده و صاحب مال با اطلاع از موقعيت او مالى را نزد وى وديعه گذارد كه در اينجا وى مىتواند آن را همراه خود در سفر داشته باشد .
ب : در صورتى كه ودعى چوپان بوده كه نوعا در بيابانها و كوهها و صحارى در حال گردش و سفر است و صاحب مال آن را نزد او وديعه گذارد كه در اين مورد نيز ودعى مىتواند آن را با خودش همراه كند و در هردو مورد اگر مال تلف شد ودعى ضامن نيست زيرا مالك خود اقدام بر اين امر نموده است .
قوله : و من بحكمه : ضمير به [ مالك ] راجع بوده و مقصود از [ من بحكمه ] وكيل يا ولى مالك مىباشد .
قوله : و فى السفر العرفى : يعنى و المعتبر فى السفر العرفى .
قوله : ايضا : يعنى همانطورى كه مناط اعتبار در تعذر حكم عرف بوده در تنقيح موضوع نيز حكم ايشان ملاك و مناط مىباشد .
قوله : فما قصر عنه : ضمير در [ عنه ] به سفر عرفى راجعست .
قوله : لا يطلق الذهاب اليها السفر : ضمير در [ اليها ] به [ قرى ] راجع بوده و جمله [ لا يطلق الذهاب الخ ] صفت براى [ قرى ] مىباشد .