شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
برخى از فقهاء فرمودهاند :
در صورتى كه عامل قادر بر پرداختن سهم مالك باشد عتق در سهم او نيز سرايت كرده و پدر بطور كلى آزاد مىشود و عامل مكلّف است كه سهم مالك را بپردازد زيرا خود سبب عتق پدر را فراهم - نموده و همين امر موجب سرايت آن گشته است چنانچه شرح احكام عتق و سرايت آن انشاء اللّه به زودى بيايد .
و اما جواب از روايت آن است كه لازم است آن را بر موردى محمول دانست كه عامل معسر و از پرداختن سهم مالك عاجز بوده چه آنكه جمع بين ادله مقتضى آنست .
قوله : مع يساره لاختياره السبب : ضمير در [ يساره ] و [ لاختياره ] به عامل راجع است .
قوله : و هو موجب لها : ضمير [ هو ] به [ اختيار السبب ] و ضمير در [ لها ] بسرايت راجع است .
قوله : على اعساره : يعنى اعسار عامل .
قوله : جمعا بين الادلة : يعنى برخى از ادله دلالت دارند كه پدر خود بايد سعى و كار كند و بعضى ديگر حكم نموده كه عامل بايد سهم مالك را پرداخته تا پدر آزاد گردد و جمع بين دو دسته از ادله به اين است كه طايفه است محمول بر موردى است كه عامل معسر و عاجز بوده و دسته دوم ناظر به موضعى است كه وى متمكن و قادر است .
متن :
و ربما فرق بين ظهور الربح حالة الشراء ، و تجدده
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 117
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٧