1 - منجّز .
2 - معلّق .
مقصود از تصرف منجز آن است كه مريض تصرف در مال و اخراج آن را از ملك خود معلّق به بعد از موت نكند مثل اينكه بگويد خانهام را به زيد هبه نمودم يا وقف بر اهل علم كرده يا آن را در راه خدا صدقه دادم و از اين نوع تصرفات در فقه اصطلاحا به [ منجّزات مريض ] نام مىبرند .
و منظور از تصرّف معلّق آن است كه مريض تصرف در مال و اخراج آن را از ملك خويش معلّق به بعد از فوت نمايد مثلا بگويد وصيت ميكنم بعد از فوت من خانهام را به زيد بدهيد .
و اما حكم ايندو :
در مثل وصيّت يعنى تصرّف معلّق اجماعى فقهاء است كه بايد از ثلث وى حساب نمايند و موصى در مرض وفات بيش از ثلثش حق وصيّت نمودن ندارد .
ولى در منجّزات اختلاف است : برخى فرمودهاند از مقدار بيش از ثلث ممنوع است چنانچه مشهور فقهاء چنين فرمودهاند بعضى ديگر مىفرماين چون هنوز در حيات است و تصرّفش نيز به نحو معلّق نيست از مقدار بيش از ثلث ممنوع نبوده بلكه بهرمقدارى كه تصرّف كند تمام از اصل ما ترك حساب مىشود .
قوله : و هبه او وقفه او تصدّق به : ضمير منصوبى در [ وهبه ] و [ وقفه ] و ضمير مجرورى در [ به ] به [ ما زاد عن الثلث ] راجع است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 361
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٦١