2 - رشد .
در حالى كه اگر امر ديگرى نظير عدالت و عدم فسق شرط ميبود بايد به آن اشارهاى مىشد پس همين اطلاق و عدم تعرض به شرط ديگر خود دليل بر عدم اعتبار آن است .
و چون مفهوم [ رشد ] در عرف همان اصلاح مال بر وجهى است كه ذكر نموديم مىباشد اگرچه شخص [ رشيد ] عادل نبوده و فاسق باشد لاجرم طفل بعد از اينكه به حد بلوغ رسيد و ملكه رشد در او حاصل گشت حجر و منع از او برداشته مىشود چه عادل بوده و چه فاسق باشد .
قوله : على الوجه المذكور : مقصود داشتن ملكه نفسانيه بر اصلاح مال است .
متن :
و قيل : يعتبر مع ذلك العدالة فلو كان مصلحا لماله غير عدل في دينه لم يرتفع عنه الحجر ، للنهي عن إيتاء السفهاء المال ، و ما روي أن شارب الخمر سفيه ، و لا قائل بالفرق .
شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
در مقابل مشهور برخى از فقهاء فرمودهاند :
علاوه بر بلوغ و رشد عدالت نيز شرط است ، بنابراين اگر شخص بالغ مال خويش را اصلاح كرده و از فساد بدور نگهدارد ولى در دين خود عادل نباشد حجر از او مرتفع نمىشود و دليل ما بر اين حكم آيه شريفه است : و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم التى جعل اللّه لكم قياما و ارزقوهم فيها و اكسوهم و قولوا لهم قولا معروفا . ( سوره نساء آيه 6 )
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 330
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٣٠