كه شايسته عقلاء است احتراز كند .
پس صرف اصلاح مال و مجرد عدم افساد را رشد نمىگويند زيرا چه بلكه از افراد سفيه نيز امورى صادر مىشود كه در اصلاح مال و عدم افساد آن مؤثر مىباشد .
و بهرتقدير پس از تحقق يافتن ملكه مزبور در روى و رسيدن به حدّ بلوغ شرعى حجر و منع از او برداشته مىشود و بر ولىّ او لازمستكه مالش را بوى بسپارد و بفرموده مشهور از علماء اگرچه فاسق نيز باشد چنانچه مرحوم مصنف نيز بآنن تعميم تصريح فرموده و در متن چنين آورده [ و ان كان فاسقا ] .
قوله : باحد الامور المذكورة الخ : و اين امور طبق فرموده ماتن و شارح ( رهما ) در كتاب صوم عبارت بودند از :
1 - احتلام ( يعنى خارج شدن منى از قبل چه در زن و چه در مرد و از هردو فرج در خنثى ) .
2 - روئيدن مويهاى خشن بر روى عانه ( فوق عورت ) .
3 - تمام شدن پانزده سال قمرى در مردان و خنثى و نه سال در زنان .
قوله : بان يصلح ماله : ضمير در [ ماله ] به [ صغير ] عائد است .
قوله : بحيث يكون له ملكة نفسانية : ضمير در [ له ] به [ رشيد ] عائد است .
قوله : تقتضى اصلاحه : ضمير در [ اصلاحه ] به مال عود مىكند چنانچه مرجع ضمير در [ افساده ] نيز چنين است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 328
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٢٨