است كه حكم به ضمان وى چه در روز تلف صورت گيرد و چه قبل از آن .
قوله : هذا اذا كان الخ : مشار اليه [ هذا ] اقوى بودن قول اول مىباشد .
قوله : نقص فى العين غير مضمون : مقصود نقصى استكه بدون تعدّى و تفريط در آن پديد آمده باشد .
متن :
و لو كان مثليا ضمنه بمثله إن وجد ، و إلا فقيمة المثل عند الأداء على الأقوى ، لأن الواجب عنده إنما كان المثل و إن كان متعذرا ، و انتقاله إلى القيمة بالمطالبة ، بخلاف القيمي لاستقرارها في الذمة من حين التلف مطلقا .
شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
اگر تالف مثلى بود مرتهن در صورتى كه مثلش را بيابد ضامن است به راهن بدهد و در غير اين صورت اقوى اين است كه قيمت وقت اداء آن را بايد بوى مسترد دارد چه آنكه لازم و واجب بر مرتهن اين است كه در وقت اداء مثل تالف را بدهد اگرچه مثل يافت نشده و پرداختن آن متعذر باشد بدين سبب بايد گفت كه به مطالبه راهن مثل به قيمت منتقل مىگردد بخلاف قيمى كه به نفس تلف انتقال به قيمت حاصل شده و از اينرو قيمت يوم الانتقال كه همان يوم التلف است به عهده مرتهن مىآيد اعم از اينكه راهن مطالبه بكند يا نكند .
قوله : و لو كان مثلّيا : ضمير مستتر در [ كان ] به تالف عود مىكند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 296
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٩٦