كه نقصى حادث معلول تفريط وى بوده و در اثر عدم رعايت بعضى امور مثلا حيوان لاغر شد يا بمرضى مبتلا گشت كه سبب كاهش يافتن قيمتش گرديد و پس از آن تلف شد در چنين مواردى بايد اعلى القيم و بالاترين قيمت از زمان تفريط تا تلف را مرتهن بپردازد .
قوله : اعتبار قيمته يوم القبض : ضمير در [ قيمته ] به رهن عائد است .
قوله : الى حين الحكم عليه : يعنى حكم حاكم بر مرتهن كه مقصود همان روزى است كه راهن در نزد قاضى قيمت را از مرتهن مطالبه مىكند .
قوله : كالغاصب : يعنى همانطورى كه اقوال ياد شده در غاصب نيز جارى است .
قوله : و يضعّف بانّه قبل التفريط غير مضمون : ضمير در [ بانّه ] برهن عائد بوده و اين عبارت ردّ قول اول و دوم است .
قوله : يعتبر قيمته فيه : ضمير در [ قيمته ] به رهن و در [ فيه ] به قبل تفريط عود مىكند .
قوله : و بانّ المطالبه لا دخل لها : ضمير در [ لها ] به مطالبه راجع بوده و اين عبارت رد قول سوم مىباشد .
قوله : فى ضمان القيمى مطلقا : چه قيمت تفاوت پيدا نموده و چه متفاوت نشده باشد ، تفاوت چه نسبت به زمان قبض ملاحظه شده و چه به زمان تفريط يا غير آن .
قوله : فالاقوى الاول مطلقا : مقصود از [ اول ] رأى مشهور و قولى است كه مصنف در متن نقل فرموده و معناى [ مطلقا ] اين
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 295
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٩٥