كما مر و قد تقدم مثله .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
و اگر كنيز با ميل و رضايت از مرتهن تمكين نمود حقى برايش نمىباشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
دليل اين حكم اين است كه وى زنادهنده بوده و براى چنين شخصى مهر ثابت نمىباشد .
ولى از نظر ما اين كلام تمام نيست زيرا مهر حق كنيز نبوده تا با اقدامن بر عمل فحشاء ساقط گردد بلكه همانطورى كه خود كنيز از آن راهن بوده مهر نيز كه عوض انتفاع از او است متعلق بوى مىباشد و هيچ تنافى بين زنا دادن كنيز با استحقاق مهر براى راهن وجود ندارد چه آنكه تصرف مرتهن در ملك راهن بدون اذن او بوده و به مقتضاى آيه شريفه [ و لا تزر وازرة وزر اخرى ] ارتكاب خلاف و مجرم شدن شخص نبايد سبب گرفتارى و ضرر ديگرى شود از اينرو وجهى ندارد كه زناى كنيز باعث ضرر وارد شدن براهن شده و مهر ساقط گردد .
در نتيجه بعقيده ما اقوى اين است كه مهر مطلقا ثابت است و علاوه بر آن ارش بكارت را نيز همانطورى كه قبلا گفته شد مرتهن نيز بايد بپردازد و نظير اين مسئله قبلا گذشت .
قوله : و ان طاوعت : ضمير مستتر به [ امه ] عائد است .
قوله : لانّها بغى : ضمير مؤنث به [ امه ] راجع بوده و سمه [ بغى ] به معناى زناكار است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 271
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٧١