چنانچه لازم است در وقتى كه مال طفل را به راهن ميدهند كسى را شاهد امر قرار داده كه بشهادتش حق ثابت مىشود و مقصود از آن شخص عادل است .
سپس مىفرماين :
در صورتى كه ولى بتواند امور ياد شده را رعايت كند ولى در آن سهلانگارى نموده و به آن اخلال وارد نمايد و اتفاقا ضررى بمال طفل وارد شد وى ضامن آن مىباشد .
قوله : اخذ الرهن له : ضمير در [ له ] بطفل عائد است .
قوله : كما اذا اسلف ماله : مثلا دو خروار گندم براى وى خريدند در مقابل 1000 تومان از مال طفل كه دو ماه ديگر گندمها را تحويل بگيرند و در مقابل آن از بايع مالى را براى طفل رهن و گرو برمىدارند .
قوله : او نهب : بفتح نون و هاء و نيز به سكون هاء قرائت شده به معناى غارت كردن و تاراج نمودن .
قوله : و المقصود منه : ضمير به [ جواز به معناى اعم ] عائد است .
قوله : ليمكن استيفائه منه : ضمير در [ استيفائه ] به حق و در [ منه ] به رهن راجعست .
قوله : و كونه بيد الولى : ضمير در [ كونه ] به رهن عائد است .
قوله : و الاشهاد على الحق : عطفست به [ كونه ] .
قوله : لمن يثبت به عند الحاجة اليه : ضمير در [ به ]
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 216
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢١٦