استكه نهر را قبل از اجراء عقد ملاحظه و مشاهده كنند .
قوله : و كذا يصح الصلح على اجراء الماء على سطحه او ساحته : مثلا زيد با عمرو چنين صلح نمودند كه عمرو آب خانهاش را بر پشت بام زيد جارى كند و از آنجا به مكان ديگرى كه معين مىنمايند وارد كند .
البته اين در جائى است كه خانه عمرو بالاتر از منزل زيد بوده بطورى كه آب را اگر بخواهد از منزل عمرو اجراء كند بايد از پشت بام زيد مرور كند چنانچه در صورتى كه شرط كنند آب را از سطح منزل زيد رد كند در موقعى است كه خانههاى ايشان همسطح مثلا باشد .
قوله : جاعلا له عوضا و موردا : ضمير در [ له ] به اجراء الماء عود مىكند .
قوله : مطلقا : يعنى عمقش هرقدر باشد .
قوله : بقلّته و كثرته : يعنى قلّت و كثرت ماء .
متن :
و لو كان ماء مطر اختلف أيضا بكبر ما يقع عليه و صغره فمعرفته تحصل بمعرفة محله ، و لو سقط السطح بعد الصلح أو احتاجت الساقية إلى إصلاح فعلى مالكهما ، لتوقف الحق عليه ، و ليس على المصالح مساعدته .
شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
اگر متعلق صلح اجراء آب باران باشد زيادى و كمى آن به بزرگى و كوچكى حفره و حوضى كه باران در آن جمع مىشود مختلف مىشود از اينرو اگر بخواهند به مقدار آب عالم و آگاه شوند معرفت به آن متوقف بمعرفت پيدا نمودن به محل جمع شدن آنست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 212
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢١٢