مرحوم شارح ابتداء در كلمه [ مستحق ] مىفرماين :
مقصود از آن مضمون له يعنى طلبكار بوده و مراد از علم آگاهى به نسب و اوصاف شخص مىباشد و منظور از [ غريم ] مضمون عنه يعنى بدهكار است با توجه به اين نكات معناى عبارت متن اينست :
شرط نيست كه ضامن مضمون له و عنه را از حيث نسب و اوصاف بشناسد بلكه صرف تميز آن دو كافى است .
سپس احتمال دوّمى داده و مىفرماين :
و ممكن است قصد مصنف از [ مستحق ] به صيغه مجهول يعنى مال مورد ضمان بوده و از [ علم ] معرفت به قدر و مبلغ آن باشد و مراد از [ غريم ] اعم از مضمون عنه و له است و طبق اين تقدير معنا چنين مىشود :
شرط نيست كه ضامن به مقدار حق و نسب و اوصاف مضمون عنه و له آگاه و عالم باشد بلكه تميز و تشخّص اين سه معتبر و شرط است و سپس دليل بر اعتبار هريك را به بيانى كه ذكر شد نقل فرموده و آنگاه در مقام انتقاد مىفرمايد دليلى بر اعتبار تشخّص و تميز مضمون عنه نداريم .
مؤلف گويد :
از اين عبارت چنين معلوم مىشود كه اشكال مرحوم شارح در صورت احتمال دوم است يعنى احتمالى كه مقصود از [ مستحق ] مال مضمون بوده و از [ غريم ] اعم از مضمون عنه و له باشد .
ولى به نظر ما اين احتمال خيلى بعيد به نظر مىرسد و از ظاهر عبارت متن چنين برمىآيد كه اولا مقصود از [ مستحق ] به صيغه اسم
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 21
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢١