بوى بدهند چه عين و چه منفعت و چه حقى ديگر .
متن :
و لو ظهر استحقاق العوض المعين من أحد الجانبين بطل الصلح كالبيع ، و لو كان مطلقا رجع ببدله .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
ز : اگر معلوم شد كه يكى از دو عوض معيّن و مشخّص در صلح مال غير بوده و او مستحق آنست صلح باطل مىشود .
شارح ( ره ) مىفرماين :
چنانچه حكم بيع نيز چنين است .
ولى اگر عوض در صلح يا بيع معيّن و مشخص نبود بلكه كلّى بوده و در مقام اقباض فردى را به قبض داد كه مال ديگرى است در اينجا صلح يا بيع باطل نيست بلكه ملزم است فرد ديگرى را كه مال خودش هست بجاى آن بدهد .
مؤلف گويد :
مثلا اگر زيد بعمرو گفت : با تو مصالحه مىكنم در مقابل اين كتابى كه در دست دارم عبا را گرفته و آن را به تو بسپارم .
در اينجا اگر كتاب مال ديگرى باشد چون عوض صلح شخصى و معيّن بوده مصالحه باطل است ولى اگر بگويد : با تو مصالحه مىكنم در مقابل عبائى كه ثمن مىدهى من نيز كتابى به تو بدهم .
حال اگر كتاب غير را بوى داد صلح باطل نيست بلكه ملزمست كتابى ديگر كه از آن خودش مىباشد بوى بدهد .
قوله : و لو ظهر استحقاق العوض : يعنى استحقاق
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 181
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٨١