2 - در بيع و شراء مختار باشند مگر شخص مكره ( بفتح راء ) بعد از عقد راضى شود كه در اين صورت عقدش صحيح بوده و عدم حصول رضاء در وقت عقد مضر نيست .
شارح ( ره ) مىفرماين :
جهتش اين است كه تمام شرائط ديگر از قبيل بلوغ و رشد و قصد بلفظ حاصل بوده فقظ مدلول لفظ كه مراد از آن طيب نفس و ميل باطنى است نبوده و آن هم وقتى بعد از عقد آمد مانع بر طرف شده و همچون عقد فضولى مؤثر واقع شده و موجب صحت عقد مىشود .
بلى اگر بتاتا رضا نيامد مىتوان آنصورت را باطل دانست ولى با آمدن رضاء مانعى از صحت در بين نيست همانطوريكه در بيع فضولى در وقت عقد مالك اصلى قصد و طيب نفس در نقل و انتقال نداشته فقط غير مالك ( فضول ) صورتا عقد لفظى انجام داده ولى اجازه مالك بعد از عقد موجب تأثير ان عقد مىشود .
و حاصل آنكه رضاء متعاقدين از شروطى نيست كه در حين عقد لازم و معتبر باشد بخلاف عقدى كه بواسطه فقدان بعضى امور وجود و عدمش يكى است مثل عقد طفل نابالغ چه آنكه عبارت و صيغه عقد وى با نبودنش متحد است فلذا اجازه ولى بعد از عقد يا رضايت خود طفل بعد از بلوغ مؤثر نيست چون محلّى براى تعلق اجازه و رضاء نمىباشد .
متن :
و القصد ، فلو أوقعه الغافل ، أو النائم ، أو الهازل لغا و إن لحقته الإجازة ، لعدم القصد إلى اللفظ أصلا ، بخلاف المكره .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 83
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٣