ب : بواسطه خوردن درخت و زراعت فاسد نشود .
شارح ( ره ) مىفرماين :
اما اصل جواز خوردن ، پس بر طبق آن اكثر فقهاء فتوى داده و نيز ابن ابى عمير آن را بطور مرسل از مولانا الصادق عليه السلام نقل نموده چنانچه غير او نيز اين روايت را نقل كردهاند .
و اما دليل بر دو شرطى كه ذكر شد .
دليل عدم القصد : ظاهر تعبير به مرور است كه در لفظ روايت وارد شده چه آنكه اين تعبير را در موردى ميكنند كه شخص بدون تصميم قبلى و قصد از مسير مشخصى از آنجا گذر كند .
و بهر تقدير منظور از مرور بر ثمره كه در دليل به آن تعبير شده اين است كه راه عبور نزديك درخت واقع شده بطورى كه گذر نمودن بر جاده از باب اطلاق مجازى بعلاقه مجاورت همان مرور بر درخت باشد نه اينكه درخت در وسط راه واقع شده و عابرين بر نفس شجر عبور نمايند .
و اما دليل شرط دوم يعنى عدم افساد : پس روايتى است كه عبد اللّه بن سنان از مولانا الصادق عليه السلام نقل نموده كه حضرتش فرمودند : عابر از آن ميوه بخورد ولى درخت را فاسد نكند .
و مقصود از عدم افساد اين است كه درخت زياد نخرد به طورى كه اثر ظاهر و روشنى در درخت گذارده و عرفا بگويند درخت فاسد شده است .
البته اين امر باعتبار كثرت و قلّت ميوه درختان و زيادى و كمى عابرين مختلف و متفاوت مىشود به اين معنا درخت پرباريكه به خوردن
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 439
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٣٩