جايز نيست عابر مقدارى از ميوه را با خود حمل نمايد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
محمول اگرچه ناچيز و كم هم باشد جايز نيست زيرا در اخبار بطور صريح از آن نهى شده .
و مثل حمل است در عدم جواز خورانيدن بهمراهانش و دليل اين كم اين است كه اصل خوردن از ميوه درخت در اينمورد بر خلاف اصل و قاعده است و تا آنجها كه دليل بر رخصت در دست هست به آن ملتزم شده و در غير آن بر طبق اصل كه عدم جواز تصرّف در مال غير بدون رضاى او است عمل مىكنيم و مورد رخصت خوردن خود شخص است با تحقق شروطى كه گفته شد بنابراين هركدام از حمل و خورانيدن به ديگران چون بر خلاف مورد رخصت است لاجرم مبادرت به آن جايز نيست .
قوله : معه شيئا منها : ضمير در [ معه ] به مارّ و در [ منها ] به ثمره راجع است .
قوله : للنهى عنه : يعنى به جهت نهى از حمل .
قوله : و مثله ان يطعم اصحابه : يعنى و مثل حمل است
قوله : و هو اكله بالشرط : ضمير [ هو ] به موضع الرخصه راجع است .
متن :
و تركه بالكلية أولى ، للخلاف فيه ، و لما روي أيضا من المنع منه ، مع اعتضاده بنص الكتاب الدال على النهي عن أكل أموال الناس بالباطل ، و به غير تراض ، و لقبح التصرف في مال الغير ، و باشتمال أخبار النهي على الحظر و هو مقدم
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 442
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٤٢