نمىكند ميوههاى درخت فعلا تا مدتى در ملك او باشد چه آنكه در اين صورت مورد ظلم ظالمى قرار گرفته و آن را از وى ميستاند ازاينرو بعد از تخمين و تعيين مقدار آن را بعمرو تقبيل نموده كه براى يك ماه ديگر كه ميوهها بدست آمده و مىتوان آنها را چيد عوض را از همان درخت بوى بدهد .
متن :
و لا يكون ذلك بيعا ، و من ثم لم يشترط فيه شروط البيع ، بل معاملة مستقلة ، و في الدروس أنه نوع من الصلح ، و يشكل بأنه يلزم به شرط السلامة فلو كان صلحا للزم مطلقا و ظاهر المصنف رحمه اللَّه و الجماعة أن الصيغة بلفظ القبالة ، و ظاهر الأخبار تأدية بما دل على ما اتفقا عليه .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
معاملهاى كه ذكر شد بيع نيست و لزومش به اين استكه مبيع سالم و صحيح بماند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
فلذا شروط بيع در آن اعتبار نشده است بلكه اين قرار داد خود يك معامله مستقلهاى است كه تحت هيچيك از معاملات مرسومه و مشهوره داخل نمىباشد .
مرحوم مصنف در كتاب دروس فرموده : اين عقد نوعى از صلح است .
و اشكال اين كلام آن است كه شرط لزوم در اين عقد سالم ماندن مبيع از حوادث و آفات سماوى است در حالى كه اگر صلح ميبود
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 433
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٣٣