مسئله سوم
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
جايز است كه يكى از دو شريك سهم رفيقش را در مقابل مقدارى از ميوه تقبّل نمايد .
مؤلف گويد :
مثلا زيد و عمروم با هم در درختى شريك بوده هركدام نصفى از آن را مالك مىباشند حال بعد از بارآوردن درخت و نرسيدن اوان چيدن ميوه فرضا زيد در اخذ حق خود تعجيل دارد و ازاينرو به عمرو پيشنهاد مىكند كه حصه و سهم من را هرقدر كه هست تقبّل كن و بجاى آن از درختى ديگر يا اساسا ميوه ديگر به من بده كه عمرو اگر اين امر را قبول نمود ملزم است به عقد خود وفاء نموده و در مقابل حصّه زيد كه تقّبل كرده عوض را به او بپردازد .
مرحوم شارح مىفرماين :
البته لازم است حصّه مورد معامله ( مثلا حصّه زيد در مثاليكه ما آورديم ) را به تخمين زدن ابتداء معنى نموده و سپس آن را معاوضه كنند اگرچه عوض را از همان درخت قرار دهند .
مؤلف گويد :
تصوير اين امر كه چطور ممكن است متقبل ( مثلا عمرو ) عوض را از همان درخت بپردازد به اين نحو ممكن است كه زيد به جهت مصلحتى از مصالح حصّه خود را بعمرو تقبيل نمود مثل اينكه موقعيّتش ايجاب