تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
شارح ( ره ) مىفرماين : حكم اين مسئله بنابر قول صحيح همين است و دليلش را اين طور مىفرمايد : بين حمل و كنيز حامله تغاير است پس اگر مبيع كنيز بود و در ضمن بيع نامى از حمل برده نشد مغايرت مقتضى استكه آن داخل نباشد همانطوريكه ثمره و ميوه درخت در صورتى كه بيع درخت مطلق واقع شود داخل در بيع نيست . و گويا كسانى كه حمل را بطور مطلق ( چه شرط بكند و چه نكند ) در مبيع داخل مىدانند همچون مرحوم شيخ طوسى نظرشان به اين است كه آن را جزء و پاره‌اى از مادر دانسته و مىگويند جدا كردن جزء مبيع از مبيع صحيح نيست و متفرعا بر اين مبنا مىفرماين : اساسا در بيع حامل جايز نيست حمل استثناء شود زيرا اين استثناء بمثابه اين است كه عبدى را بفروشند و دست يا پاى او را استثناء كنند . متن : و على المختار لا تمنع جهالته من دخوله مع الشرط ، لأنه تابع ، سواء قال : بعتكها و حملها ، أم قال : و شرطت لك حملها . شرح فارسى : شارح ( ره ) مىفرماين : بنابر قوليكه ما اختيار نموده و حمل را در صورت شرط داخل در مبيع دانستيم جهالت آن‌كه آيا مذكر است يا مؤنث كوچك است يا بزرگ ، زيبا است يا زشت و امثال اين امور مانع از صحت بيع و داخل بودن آن در مبيع نيست زيرا حمل مقصود اصلى نبوده بلكه
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 270 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى