على ملء اليد ، أو آلة يجهل ما تشتمل عليه ثم اعتبرا العدد به ، للغرر المنهي عنه في ذلك كله .
شرح فارسى :
[ مسأله ششم ]
مرحوم مصنف مىفرماين :
در صورتى كه عوض و معوّض در بيع كيلى يا وزنى و يا عددى باشد لازم است هركدام را بطور معتا خودش اعتبار و معيّن كنند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
يعنى كيلى را كيل و وزنى را وزن و عددى ر ابشمارند ، فلذا مكيال مجهول مثل ظرفى كه مقدارش معلوم نيست نبايد ميزان قرارداده شود چه آنكه بيع در اين صورت صحيح نيست اگرچه متعاقدان به آن راضى نيز باشند چنانچه اعتماد بر وزن مجهول نيز جايز نيست مثل اينكه سنگ مجهولى را ملاك وزن قرار دهند اگرچه از نظر عرف و تسامح اهلش تقريبا معلوم باشد و نيز عدد غير معلوم را نمىتوان مناط سنجش قرارداد مثل اينكه ميزان را پرشدن دستها يا ظرفيى كه گنجايش آن مجهول است قرار دهند به اين نحو كه بايع به مشترى بگويد گردوهاى موجود را هرظرفى بفلان مقدار مىفروشم در حالى كه معلوم نيست در ظرف چند گردو جا مىشود .
متن :
و لو باع المعدود و زنا صح ، لارتفاع الجهالة به و ربما كان أضبط .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
اگر جنس معدود را وقن كنند و بفروشند معامله صحيح است .