افروختن در زير آسمان باشد .
شارح ( ره ) در جواب ميفرمايند :
اين استدلال از دو نظر ضعيف است :
الف : اساسا تصاعد اجزاء صغار امر معلومى نيست و اگر شك هم در آن بنمائيم محكوم بعدم است و بفرض تصاعد را هم قبول كنيم مىگوئيم قبل از وصول بسقف بواسطه مجاورتش با حرارت دود استحاله مىشود .
ب : فرض كنيم تمام مقدمات را قبول كرديم و ملتزم شديم كه اجزاء صغار قبل از استحاله با سقف ملاقات نموده و آن را متنجس كردند لكن اگر كسى روغن نجس را بخرد و در ملك خود زير سقف - بيافروزد و سقف اطاق خويش را متنجس كند دليلى بر حرمتش نيست بلكه دليل بر عدم آن موجود است .
قوله : لا لنجاسة دخانه : يعنى دود روغن پس ضمير در ( دخانه ) به دهن راجع است
قوله : بتصاعد شئ من اجزائه : يعنى اجزاء دهن و همچنين ضمير در ( احالة النار له ) به آن رجوع مىكند .
قوله : بسبب السخونة : كلمه ( سخونت ) به معناى گرمى و حرارت است .
قوله : فتتأثر بنجاسته : ضمير مستتر در ( تتأثر ) به ( ظلال ) و در ( نجاسته ) به دهن راجعست .
قوله : مالك العين لها : ضمير مؤنث به ( عين ) عود مىكند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 13
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٣