مرحوم ملا احمد تونى مىفرماين :
در موضع ديگرى از همين كتاب مرحوم شيخ لفظ [ تصدقت ] را نيز اضافه كرده و به كفايت آن قائل شده و مرحوم علامه در دو كتاب تذكره و قواعد نيز اين رأى را اختيار فرموده است .
قوله : باشتراكهما بينه و بين غيره : ضميرهاى [ بينه ] و [ غيره ] هردو به وقف عائد است .
قوله : فلا يدل على الخاص : ضمير در [ لا يدل ] به [ كل واحد منهما ] راجعست و مىتوان آن را به [ لفظ عام ] كه به قرينه خاص از عبارت فهميده مىشود رجوع داد و مقصود از خاص خصوص وقف مىباشد .
قوله : بذاته : يعنى بدون قرينه .
قوله : من انضمام قرينة تعيّنه : ضمير فاعلى در [ تعيّنه ] به قرينه و ضمير مفعولى آن به خاص عود مىكند .
قوله : و لو قال جعلته الخ : ضمير در [ قال ] به واقف راجع است .
قوله : لانّه كالصريح : ضمير در [ لانّه ] به [ جعلته وقفا الخ ] راجعست و جهت اينكه شارح ( ره ) فرمودهاند اين لفظ مانند لفظ صريح است اين است كه در جعلته وقفا بدون قرينه [ مؤبدة ، محرمة ] احتمال مىرود كه مقصود گويند غير وقف باشد مثلا منظورش اين باشد كه فى سبيل اللّه در معرض انتفاع و استفاده مردم گذارده ولى هروقت كه بخواهد بتواند خود در آن تصرف مالكانه نمايد اگرچه اين احتمال ضعيفى است ولى در عين حال همين مقدار كافى
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 335
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٣٥