و يضعف باشتراكهما . بينه و بين غيره فلا يدل على الخاص بذاته فلا بد من انضمام قرينة تعينه و لو قال جعلته وقفا ، أو صدقة مؤبدة محرمة كفى ، وفاقا للدروس ، لأنه كالصريح .
شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
بعضى از فقهاء فرمودهاند :
از الفاظ مذكوره دوتاى اول و دوم نيز صريح بوده و بدون ضميمه با قرينه دلالت بر وقف دارند .
ولى اين كلام ضعيف مىباشد و وجه ضعف آن اينستكه اين دو لفظ هم بر وقف دلالت داشته و هم بر غير آن و پرواضح استكه لفظ عام بدون قرينه دلالت بر خاص ندارد پس لاجرم نياز بقرينهاى دارد كه بكمك آن خاص معيّن شود .
سپس مىفرماين :
اگر كسى صيغه وقف را اينطور بخواند : جعلت هذا وقفا مؤبدة محرمة ( قرار دادم اين را وقف ابدى كه تصرف در اصل آن حرام باشد ) يا بگويد : جعلت هذا صدقة مؤبدة محرمة ، در تحقق وقف كفايت مىكند چنانچه مرحوم مصنف در دروس نيز با اين رأى موافق بوده و به كفايت آن نظريه دادهاند و دليل كفايتش اين است كه لفظ مذكور مانند لفظ صريح دلالت بر خصوص وقف دارد .
قوله : و قيل الاولان : مقصود از اولان دو لظ : حبست و سبلت است و قائل اين قول مرحوم شيخ طوسى در كتاب خلاف است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 334
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٣٤