لاجرم عصمت امام عليه السلام مقتضى است كه شخصى را كه واجد و جامع شرائط باشد اختيار كند و ما را نرسد كه در حق معصوم عليه السلام تعيين وظيفه كرده و شرائط شخصى مختار را بيان نمائيم و اين امر را كسى بايد متصدى شود كه در امام عليه السلام عصمت را شرط نداند و بهر تقدير حكمى را كه منصوب و مختار امام عليه السلام بنمايد در حق كفار نافذ است چنانچه وقتى كفار بنى قريظه از وجود مقدس پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم خواستند كه سعد بن معاذ را حاكم قرار دهند حضرتش وى را بر اين امر تقرير و تثبيت نمود و او حكم كرد كه رجال ايشان را بايد كشت و زنان و اطفالشانرا اسير نمود و اموال و دارائىشان را بايد به غنيمت برد حضرت بعد از اين حكم فرمودند هرآينه حكم نمودى به آن حكمى كه حضرت حقتعالى جل و علا آن را از بالاى آسمان هفتم نموده است .
ناگفته نماند : شخص حاكم حكمش وقتى نافذ است كه طبق فرموده مصنف و مشهور علماء بر خلاف شرع انور نباشد و مقصود از حكم مخالف شرع اين است كه بمصلحت مسلمين نبوده يا با شرائط و احكام ذمهاى كه در حق اهل ذمّه تقدير شده تنافى داشته باشد .
قوله : او من يختاره الامام عليه السلام : ضمير مفعولى به ( من موصوله ) راجع است .
قوله : و لم يذكر شرائط المختار : فاعل [ لم يذكر ] ضمير است كه بمصنف ( ره ) عائد است .
قوله : اتكالا على عصمته : كلمه [ اتكالا ] به معناى ( اعتمادا ) و نصب آن از اين جهت است كه مفعول لاجله براى ( لم يذكر ) مىباشد
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 76
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٦