اقسم بالازلى ، اقسم بالذى لا اول لوجوده .
مرحوم شارح مىفرماين :
قسم به حضرت حقتعالى به دو نحو صورت مىگيرد :
1 - آنكه بذات پاك حضرتش قسم ميخورند بدون اعتبار و ملاحظه اسمى از اسماء شريفهاش همچون عباراتى كه در ابتداء مرحوم مصنف نقل نمودهاند چه آنكه ( مقسم به ) يعنى اسمائى كه به آنها قسم خورده شده تمام به معناى معبود به حق هستند و آنها را مدلول ذات پاك موجودى قرار دادهايم كه در آسمانها و زمين بوده و احاطه وجوش در تمام امكنه و بقاع پرتو افكنده نه آنكه عبارات ياد شده دال و ذات مدلول باشد .
2 - آنكه قسم به اسماء شريفهاش مىخورند به اين معنى كه اسماء مختصه حضرتش را بعنوان دال بر ذات مورد قسم قرار مىدهند همچون عبارات بعدى كه مرحوم مصنف تحت عنوان ( او الحلف باسمه تعالى ) نقل فرمودهاند .
سپس مىفرماين :
كلمه [ ايمن ] بفتح همزه و كسره آن با ضمّ و فتح نون قرائت مىگردد و بدين صورت در ضبط آن چهار وجه جايز است .
چنانچه در كلمات مشتقه از آن در مقام قسم نيز همين چهار وجه جارى است و اين كلمات هفده صيغه هستند .
و اما كلمه ( قديم ) :
مقصود از آن معناى متعارف و اصطلاحيش مىباشد يعنى آن معنائيكه در اصطلاح متكلّمين مستعمل است و آن ذاتى را گويند كه
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 251
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٥١