نفرمودهاند چنانچه در موارد بسيار به آن تصريح كردهاند از جمله گفتهاند :
كسى كه نذر كند حجّى را كه فعلا از انجامش عاجز است اما اميد حصول قدرت را دارد نذرش صحيح مىباشد و بانتظار آن در وقت معيّن باشد ، پس اگر وقت گذشت و وى به حال عجز باقى بود نذر باطل است و در صورت حصول قدرت بانجام آن اقدام بايد كند .
و نيز اگر نذر كند مالى را كه فعلا واجد آن نيست صدقه دهد نذرش صحيح است .
و همچنين اگر زن حائضى كه از گرفتن روزه عاجز است آن را بدون تعيين مدت و وقت نذر نموده يا وقتش را در وقتى تعيين كند كه قدرت در آن زمان دارد نذرش صحيح مىباشد و نيز غير اين موارد كه در كلماتشان وارد شده است .
در نتيجه بايد گفت قيد ( مقدورا للناذر ) به جهت احتراز از قدرت بالقوه نيست بلكه مقصود اخراج امورى است كه عادتا ممتنع و مستحيل است همچون نذر پرواز در آسمان يا عقلا محال مىباشد نظير وجود داشتن در غير مكان يا جمع بين ضدّين كردن و يا شرعا غير ممكن باشد مانند اعتكاف در حالت جنابت در حالى كه از غسل كردن متمكن باشد .
ناگفته نماند كه قسم اخير يعنى ممتنع شرعى را مىتوان به قيد ( طاعة او مباحا راجحا ) كه شرط اول است خارج كرد و بعيد نيست كه بگوئيم هم بقيد و شرط اول خارج است و هم بواسطه شرط دوم كه ( مقدورا للناذر ) باشد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 237
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٣٧