جواب
همانطورى كه نذر مسبوق به نهى يا ملحوق به آن از عموم مذكور خارج است نذر غير مسبوق باذن نيز از آن خار بوده و عموم نسبت به آن تخصيص خورده است .
قوله : كموقع صيغته عابثا : كلمه [ موقع ] به صيغه اسم فاعل و ضمير در [ صيغته ] به نذر راجع بوده و كلمه [ عابثا ] حال است از [ موقع ] .
قوله : يرفع قصده اليه : فاعل [ يرفع ] ضمير مستترى استكه به [ غضب ] عائد بوده و ضمير [ قصده ] به [ غاضب ] راجع است و ضمير در [ اليه ] به نذر رجوع مىنمايد .
قوله : لتعذر القربة على وجهها : كافرى كه اهل كتاب است همچون يهودى يا نصرانى اگرچه به خداوند قائل و معتقد است و مىتواند عملى را به قصد قربت بدرگاه حضرتش بجاى آورد ولى اينمقدار از قربت بملاحظه اينكه مطابق با قربت معتبره نيست كافى نمىباشد زيرا قربت معتبر به آنطورى كه مبرء ذمه است آن است كه شخص نه تنها بمبدء بايد قائل بوده بلكه نبوّت حضرت ختمى مرتبت را نيز بايد باور و قبول داشته باشد .
قوله : و ان استحب له الوفاء به : ضمير در [ له ] بكافر و در [ به ] به نذر رجوع مىكند .
قوله : او بعده : يعنى بعد از ايقاع .