استفاده مىشود كه اين امر نه بخاطر اين بوده كه اعداء استحقاق آن را داشتند بلكه بر سبيل منت و احسان صورت گرفت چنانچه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم بر بسيارى از مشركينن با اينكه استحقاق احساس و منت را نداشتند ، احسان روا داشت بلكه بعضى از فقهاء حتى استرقاق و تمليك نفوس ايشان را نيز تجويز كردهاند و مدركشان اين فقره از فرموده حضرت است كه فرمودند : مننت على اهل البصرة كما منّ النبى صلّى اللّه عليه و آله على اهل مكة يعنى بر - اهل بصره منّت گذاردم همانطورى كه نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم بر اهل مكه منّت نهادند .
و چون پيامبر مىتوانستند اهل مكه را اسير نموده و به رقّت درآورند لاجرم تشبيه در عبارت مذكور مقتضى است كه امام عليه السلام نيز نسبت به اهل بصره چنين حقى را داشتند .
ولى اين قول از نظر قائل شاذ و نادر است .
قوله : و الاصح عدم قسمة اموالهم : يعنى اموال باغين چه از فرقه اول باشند و چه دوم .
قوله : فى اهل بصره : كه منظور در جنگ جمل باشد .
قوله : فاخذت : به صيغه مجهول و با تاء تأنيث و ضمير مستتر در آن به ( اموال ) راجع است .
قوله : حتى القدر : مراد ديزى است .
قوله : كفاها صاحبها لمّا عرفها : ضميرهاى مؤنث تمام به ( قدر ) راجع است و كلمه [ كفاها ] يعنى ديزى را برگرداند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 115
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٥