برخى از فقهاء فرمودهاند :
در قربانى اينجا تنها ذبح واجب است و اما تقسيم به سه قسمت و صرف آن در وجوه مقرّره لازم نيست مشروط باينكه ناسك نذر نكرده باشد كه آن را به مصرف صدقه رساند .
مرحوم مصنف در كتاب دروس به همين قول جازم شده و سپس رأى اول را قريب شمرده است .
و عبارت ايشان در اينجا مشعر است كه براى دوم يعنى مقاله قيل متمايل است چه آنكه فرموده بر ناسك واجبست هدى را ذبح كند و بدنبال اين عبارت تفصيلى نداده كه دلالت بر تكليف بيشترى در حق وى نمايد چنانچه مضمون قول نامبرده نيز همينمقدار است .
قوله : اين قرنه باحرام العمرة : ضمير منصوبى به [ هدى ] راجع است .
قوله : و يجب فيه : ضمير مجرورى به [ هدى ] عائدست .
قوله : و قيل الواجب ذبحه خاصة : ضمير مجرورى به [ هدى ] بازمىگردد .
قوله : ان لم يكن منذور الصدقة : ضمير مستتر مرفوع به [ هدى ] عود مىكند .
قوله : و جزم به المصنف : ضمير مجرور به [ قول قيل ] برمىگردد .
قوله : و عبارته هنا تشعر اه : زيرا در متن سابق فرمود :
و يجب ذبح هدى القران متى ساقه و عقد به احرامه و بدنبال آن چيز ديگرى نفرمود .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 121
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٢١