طبق ظاهر روايت از شهرش يك حج بدهند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود از استقرار حج اين است كه تمام شرائط وجوب حج براى او حاصل شد و مدتى كه بتواند در ظرف آن تمام افعال حج را به جاى آورد گذشت ولى معذلك اقدام به آن ننمود حال بعد از استقرار پيدا نمودن به حج رفت و قبل از دخول در حرم و محرم شدن فوت شد .
و سپس مىفرماين :
مرحوم مصنف فرمود ظاهر روايت اينستكه براى وى حج بلدى ( يعنى حجّى را كه از شهر خودش مىدهند ) بدهند در حالى كه در اين باب چهار روايت وارد شده كه مرحوم كلينى در كتاب كافى نقل فرموده پس على القاعده لازم بود ايشان بلفظ جمع يعنى ( روايات ) تعبير مىفرمود ولى توجيه آن اين است كه از كلمه مزبور جنس اراده شده چه آنكه جنس با وحدت و كثرت ، مفرد و تثنيه و جمع سازش دارد .
و بهر تقدير اظهر روايات مزبور از نظر دلالت روايتى است كه احمد بن ابى نصر از محمد بن عبد اللّه نقل نموده .
مترجم گويد :
روايت مزبور را مرحوم كلينى در ج 4 ص 308 از كتاب كافى شريف به اين شرح نقل فرموده :
عدهاى اصحاب از احمد بن محمد از احمد بن محمد بن ابى نصر از محمد بن عبد اللّه قال :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 51
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥١