ساعى در ظن باكمال هفت شوط قطعا تقصير كرده زيرا كسى كه هفت شوط را كاملا بجاى آورده باشد بايد روى كوه مروه باشد در حالى كه وى روى صفا بوده پس اين مقدار عدم توجه و بىالتفاتى قطعا ناشى از تقصير و كوتاهى در لزوم توجه و التفات به اشواط بوده بلكه بايد گفت وى در اين امر تفريط كرده لاجرم براى جبران آن مىبايد كفاره بدهد .
ولى مخفى نباشد كه اين توجيه با فرض مرحوم مصنف و فقهاء نسبت به اين مسئله چندان قابل توجه نيست زيرا ايشان فرمودهاند قبل از اتمام سعى ساعى اگر ظن باكمال پيدا كرد و اين عبارت مطلق بوده و اطلاقش شامل آنوقتى مىشود كه ناسك شوط پنجم را انجام داده و روى كوه مروه است و بدين وسيله تفريط و تقصيرى كه به آن اشاره شد و آن را مجوز وجوب كفاره و توجيه روايت قرار داديم منتفى شده و اشكال به حال خود باقى مىماند .
پس بهر تقدير اشكال مزبور از روايات دفع نشده و به حال خود باقى است .
قوله : و لو ظن فعله فواقع : ضمير در [ فعله ] به سعى راجع بوده و مقصود از فعل سعى اكمال و اتمام آن مىباشد .
قوله : او قلم ظفره : يعنى بعد ظن باكمال فقط ناخن گرفت بدون اينكه بمواقعه مبادرت كند .
قوله : و انّه لم يتمّ السّعى : اين جمله عطف تفسير براى [ فتبيّن الخطاء ] است .
قوله : اتمّه و كفر ببقرة : ضمير فاعلى در [ اتمه و كفر ] بناسك
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 388
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٨٨