ملوثه راجع است .
قوله : مطلقا : چه به قدر معفو در نماز است و چه بيشتر
متن :
و الختان في الرجل مع إمكانه فلو تعذر و ضاق وقته سقط ، و لا يعتبر في المرأة ، و أما الخنثى فظاهر العبارة عدم اشتراطه في حقه ، و اعتباره قوي ، لعموم النص إلا ما أجمع على خروجه ، و كذا القول في الصبي و إن لم يكن مكلفا كالطهارة بالنسبة إلى صلاته .
شرح فارسى :
3 - طوافكننده اگر مرد است بايد ختنه شده باشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
البته حكم مزبور در صورتى است كه ممكن باشد ، بنابراين اگر ختان متعذر بوده و وقت نيز ضيق باشد بطورى كه در وسعت آن نتوان وى را ختنه نمود و وجوب آن ساقط شده و با همانحال طوافش صحيح است و همانطورى كه مرحوم مصنف در متن فرمود وجوب ختان در حق مردان شرط است ولى نسبت بزنان قطعا واجب نيست .
اما خواجهگان : از ظاهر عبارت چنين برميآيد كه در حق ايشان نيز واجب نباشد ولى از نظر ما اقوى اعتبار و اشتراط آن است چه آنكه نص وارد در اين باب اطلاق دارد و فقط زن باجماع از عموم و اطلاقش خارج شده بنابراين باقى افراد يعنى خنثى در اطلاق آن باقى مىماند .
و همچنين است پسربچه به اين معنا كه شرط صحت طواف ايشان نيز ختان است اگرچه مكلف نيز نمىباشند مانند : طهارت نسبت به نماز وى كه با عدم تكليف معذلك شرط صحت نمازش داشتن
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 319
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣١٩