عمّار است كه مضمونش اين است :
كسى كه از روى نسيان قبل از تقصير داخل در حج شود تكليفى بر او نيست .
شارح ( ره ) سپس مىفرماين :
حال اگر مطابق روايت احرام دوم را صحيح دانسته و قائل شويم به حج مفرده منقلب مىشود پرواضح است كه از وظيفه و تكليف لازميكه بعهدهاش هست مجزى نبوده و سال ديگر بايد تكليف خود را بياورد چه آنكه عدول و انقلاب نامبرده ، عدول اختيارى است پس مأمور به را بآنطورى كه بذمهاش هست نياورده است .
لازم به يادآورى است كه جاهل به اين مسئله در حكم عامدست .
مترجم گويد :
حسنه عمار را مرحوم صاحب وسائل در ج 9 ص 73 به اين شرح نقل نموده :
محمد بن يعقوب باسنادش از على بن ابراهيم از پدرش از ابن ابى عمير از معاوية بن عمار از ابى عبد اللّه عليه السلام قال : سئلته عن رجل اهلّ بالعمرة و نسى ان يقصر حتى دخل فى الحج ؟
قال : يستغفر اللّه و لا شئ عليه و قد تمت عمرته .
قوله : جمعا بينها : ضمير به [ صحيحه ابى بصير ] راجع است .
قوله : لا يجزى هن فرضه : ضمير در [ فرضه ] بمتمتع راجع است .
قوله : لانه عدول اختيارى : ضمير در [ لانّه ] به [ انقلاب ] عائدست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 221
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٢١