قوله : و غيره : ضمير به [ ما وقع ] عائد است .
قوله : ما اتم الصلاة فيها و غيره : ضمير در [ فيها ] به اقامه و در غيره به [ ما اتم ] راجعست .
قوله : و المغصوب : يعنى ملكى كه عين آن يا منفعتش كه مقصود سكناى آنست غصبى باشد .
قوله : بين المنزلين مسافة القصر و عدمه : ضمير در [ عدمه ] به مصدر مستفاد از يكون راجعست و تقدير عبارت چنين است [ و عدم كون المسافة بينهما ] .
قوله : فى ذلك كلّه : مقصود از [ ذلك ] موارد نام برده است و مرجع ضمير در [ كله ] ذلك است .
قوله : و مسافة السفر الى كل منهما لا يحتسب عليهما :
ضمير در [ منهما و عليهما ] به منزلين راجعست و حاصل مراد مرحوم شارح از اين عبارت اين است كه :
شخص صاحب دو منزل كه يكى از آن دو در آفاق و ديگرى در فاصله كمتر از شانزده فرسخى مكه است و در هردو مقدارى از سال را اقامه مىكند زمانى را كه در طى سفر از منزلى به منزل ديگرش صرف مىكند بابت هيچكدام از دو منزل نبايد حساب كند ، فرضا اگر شش ماه و يكروز كم در منزل آفاقى اقامه مىكند و همين مقدار را در منزل مكى درنگ دارد و مقدار دو روز باقيمانده را كه صرف اياب و ذهاب از آفاق به مكه و از مكه به آفاق مىنمايد جزء مدت اقامه هيچ يك به حساب نبايد بياورد .
قوله : و متى حكم باللحوق باحد المنزلين اه : گفته شد
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 204
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠٤