إذا مر به غير ميقاته ، و إن كان ميقاته دويرة أهله .
مسئله سوم
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
اگر كسانى كه اهل مكه هستند از ميقات خويش كه منازلشان باشد دور شده و قصد كردند از يكى از مواقيت اهل آفاق حج بياورند لازمست از ميقات منظور محرم شوند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
دليل اينحكم اين استكه ميقات ايشان اگرچه منازل خودشان مىباشد ولى بعد از مرور بيكى از مواقيت همان محل ميقات او محسوب شده و لاجرم از آنجا بايد محرم شود و اين حكم تنها در حق اهل مكه جارى نيست بلكه اهل آفاق نيز هركدام اگر به ميقات ديگرى عبور كنند بايد از ميقات مورد عبور محرم شوند .
قوله : ثمّ حجّ على ميقات احرم منه وجوبا : ضمير در [ منه ] به ميقات راجعست .
قوله : كغيره من اهل المواقيت : ضمير در [ كغيره ] به مكى راجعست .
قوله : و ان كان ميقاته دويرة اهله : ضمير در [ ميقاته ] به مكى راجع بوده و اين عبارت قيد است براى [ احرم منه وجوبا ] ، بنابراين [ ان ] وصليه و جمله [ و ان كان ميقاته دوية اهله ] جمله حاليه است از فاعل [ احرم ] .