تعيين مكان ايقاع آن باشد و بهر تقدير هيچ بعدى ندارد كه احرام همان نيّت باشد زيرا مراد از احرام آماده كردن نفس است بر ترك محرماتى كه عنقريب ذكر خواهند شد و اين امر غير از نيّت چيز ديگرى نبوده و از آن خارج نيست و در تعليل اين كه چطور معناى مزبور از نيّت خارج نيست مىفرماين :
زيرا در نيّت مجرّد احداث كافى بوده و استمرارش معتبر نيست بنابراين توطين نفس و آماده كردنش براى ترك محرمات كه صرفا احداث است داخل در نيّت شده بلكه نفس آن است .
و سپس مىفرماين :
ممكن است مرحوم مصنف مقصودش از ( احرام ) نيّت مجموع حج يا نيّت خروج از منزل باشد بنابراين معناى عبارت متن اينست :
واجب و لازم است كه مفرد در حج افراد جمله افعال حج را ابتداء قصد كند يا خروجش از منزل را نيّت نمايد و مؤيد اين احتمال اين است كه بعضى از فقهاء ايندو را واجب كردهاند ولى در وجوب اين دو امر اشكال است بلكه از نظر ما اقرب عدم اعتبار ايندو است ناگفته نماند كه مرحوم مصنف در كتاب دروس از اين سه احتمال در نيّت اولى را اختيار فرموده .
قوله : و المراد بها : ضمير به نيّت راجعست چنانچه ضمير در [ يمكن الغناء عنها ] نيز چنين است .
قوله : عن باقى النيات بافعالها : ضمير در [ بافعالها ] به نيات رجوع مىكند همانطورى كه ضمير در [ لا يخرج عنها ] نيز به آن عائد است .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 177
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧٧