مقدار كند و اگر به اين مقدار نيز وافى نبود بلكه مجموع دو حصّه به قدر يك حج با عمره باشد در اينجا چهار احتمال پيش مىآيد :
1 - بگوئيم هيچيك از حجة الاسلام و حج نذرى را بجا نياورد و هردو را ترك كند و پول را بوارث رد نمايد .
2 - آن را صرف وجوه خيريه از قبيل بناء مسجد و مدرسه و مؤنه تزويج عزّاب و امثال آن كند چنانچه قبلا گفته شد .
3 - پول را صرف حجة الاسلام نموده و آن را بر حج نذر مقدم كند .
4 - با قرعه هركدام از اين دو را كه معين نمود پول را صرف همان بنمايد .
لازم به يادآورى است كه اگر پول حتى به قدر يك حج كامل مشتمل بر عمره نبوده و فقط به قدر حج يا عمره باشد حكم همان است يعنى چهار احتمال مذكور در آن نيز جارى است .
و اما اگر اساسا پول نامبرده به قدر حتى حج بدون عمره يا عمره بدون حج نيز نباشد همان دو قولى كه سابق نقل نموديم در اينجا نيز بوده و از احتمالات اربعه كنار است .
و مقصود از دو قول سابق الذكر همان دو وجه اوّل در اين جا است يعنى :
الف : ترك هردو و دادن پول بوارث .
ب : ترك هردو و صرف آن در وجوه خيريه .
قوله : تحاصتا فيه : ضمير تثنيه به حجّين و ضمير در [ فيه ] به مال راجعست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 142
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٤٢