بشرائط خاصى مىتواند براى انجام افعال نامبرده نائب بگيرد .
2 - مرض و كسالتى كه مانع از انجام افعال شود ولو از اين كه ديگران او را طواف يا مثلا سعى دهند .
و در تعقيب اين عبارات مىفرماين :
و در ملحق كردن حيض را به عجز نسبت باعماليكه شرط صحت آنها طهارت است مانند طواف واجب وجه و احتمالى است ولى اكثر فقهاء فرمودند در صورتى كه زن به مانع مزبور مبتلا شد مىتواند از نوع حجى كه به آن متلبّس شده و نمىتواند كاملش كند به نوع ديگر عدول كند .
مترجم گويد :
مثل در عمره تمتع كه لازمست قبل از حج انجام شود اگر زن حائض شد مىتواند از آن به قران و افراد عدول كرده و به اينوسيله از احرام عمره خارج شود و صبر كند تا ايام حج كه در آن وقت از حيض نيز پاك شده و پس از انجام مراسم حج عمره را بجاى آورد .
قوله : يعجز معه : اى مع المرض .
قوله : لو تعذّر اكماله لذلك : ضمير در [ اكماله ] به نوع حجى كه متلبّس به آن شده راجع است و مقصود از مشاراليه [ ذلك ] عجز مىباشد .
متن :
، و لو أمكن حمله في الطواف و السعي وجب مقدما على الاستنابة ، و يحتسب لهما أو نوياه ، إلا أن يستأجره للحمل لا في طوافه ، أو مطلقا ، فلا يحتسب للحامل ، لأن الحركة ، مع الإطلاق قد صارت مستحقة عليه لغيره ، فلا يجوز صرفها
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 114
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٤