با اين عمل دو امر را متعرّض شد يكى را تلويحا و ديگرى را تصريحا .
امّا تلويحا : مسئله شرط بودن نصاب است .
و امّا تصريحا : مقدار نصاب مىباشد .
سپس مىفرماين :
اصل نصاب در غلّات پنج وسق ( بكسر واو و فتح آن و سكون سين ) مىباشد و هر وسق مساوى با شصت صاع بوده و هر صاع برابر با نه رطل عراقى است و حاصلضرب ( 60 ) در ( 50 ) مساوى با ( 300 ) بوده و از ضرب آن در ( 9 ) دوهزار و هفتصد حاصل مىشود .
مؤلف گويد :
از طريق ديگر مىتوان اين عدد را تحصيل نمود و آن اين است كه بگوئيم :
هريك صاع عبارتست از نه رطل پس 60 صاع كه معادل با يك وسق است حاصلش پانصد و چهل رطل مىگردد ( 540 - 90 * 60 ) پس يك وسق مساوى با پانصد و چهل رطل است حال پنج وسق كه مقدار نصاب بوده معادل است با دوهزار و هفصد رطل كه از ضرب عدد پنج در پانصد و چهل حاصل مىگردد .
قوله : اصله خمسة اوسق : ضمير در [ اصله ] بنصاب عود مىكند قوله : تبلغ ذلك : مشاراليه [ ذلك ] عدد دوهزار و هفتصد رطل است .
متن :
( و تجب ) الزكاة ( في الزائد ) عن النصاب ( مطلقا ) و إن قل بمعنى أن ليس له إلا نصاب واحد ، و لا عفو فيه .
شرح فارسى :
مرحوم مصنّف مىفرماين :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 91
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩١