مشهور نصاب آخر را بعد از سيصد و يك مىدانند با آن شرحى كه قبلا داديم ، فلذا در عدد مزبور چهار گوسفند واجب دانستهاند ولى مرحوم صدوق همين عدد را نصاب اخير دانسته و در آن به لحاظ اشتمالش بر سه صدتا سه گوسفند لازم دانسته و قهرا چهار گوسفند را در چهارصد رأس قائل شده است ، با توجّه به اين مقدمه مىگوئيم :
اگر شخصى مالك سيصد و يك گوسفند بود و بعد از حلول سال بدون تعدّى و تفريط يكى از آنها تلف شد بنا به رأى مشهور لازم است چهار گوسفند را به سيصد و يك جزء نموده ، يك جزء آن را براى خود و باقى را به فقراء بدهد در حالى كه به فتواى مرحوم صدوق سه گوسفند را بايد به اين اجزاء تقسيم كرده و يك جزء را براى خود و باقيمانده را به فقراء رد كند ، پس قهرا چهار گوسفند بنا به اين عقيده بايد بچهارصد قسمت شود و ضرر بين مالك و مستحقّين بالنّسبة توزيع گردد .
قوله : فى الثّلاثة : يعنى فى الانعام الثّلاثة .
قوله : و هو ما بين النّصابين : ضمير [ هو ] به [ ما نقص عن النّصاب ] راجعست .
قوله : و ما دون الاوّل : يعنى رؤسى كه پيش از نصاب اوّل قرار گرفته همچون چهار شتر كه قبل از نصاب اوّل شتر بوده و 29 گاوى كه قبل از نصاب اوّل گاو مىباشد و 39 گوسفندى كه پيش از نصاب اوّل گوسفند واقع است .
قوله : و قبلها : يعنى قبل النّصب .
قوله : و التّسع بين نصابى البقر : يعنى 9 رأس گاوى كه بين 30 و 40 قرار گرفته .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 49
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٩