تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
محسوب نمىشوند نه زكات به آنها تعلّق مىگيرد و نه تلف آنها سبب سقوط وجوب زكات از آحاد ديگر است مثلا اگر كسى مالك 9 رأس شتر باشد و بعد از اينكه يك سال از بقاء آنها در ملك وى گذشت يكى از آنها تلف شد بر او واجب است همان يك گوسفندى كه در صورت عدم تلف مىداد اينك بدهد يعنى تلف و عدم تلف موجب نقصان قدر واجب نمىشود در حالى كه اگر وى مالك 10 رأس شتر باشد و بعد از حلول سال يكى از آنها بدون تفريط تلف شود ضرر تنها بوى متوجّه نيست بلكه فقرائى كه مستحقّ زكات هستند با او در اين ضرر مشتركند يعنى به مالك و مستحق بالنّسبة ضرر مىخورد و براى محاسبه مقدار ضرر اينطور مىگوئيم : اگر تلف واقع نمىگشت دو گوسفند بابت 10 شتر به فقراء داده ميشد اكنون كه بعد از حلول سال و تعلّق گرفتن زكات بدون تعدّى و تفريط يك رأس از 10 شتر تلف شده بايد دو گوسفند را به 10 قسمت بكنيم و يك قسمت را مالك بردارد و 9 قسمت ديگر را مستحقّين زكات و حال آنكه قبل از تلف هر 10 قسمت مال فقراء بود ، پس يك عشر به فقراء ضرر مىخورد و از زكات به همين ميزان ساقط مىشود . فائده مرحوم شارح مىفرماين : از فوائد اين بحث اينكه در نصاب اخير گوسفند طبق دو رأى نام برده از نظر كميّت ضرر اختلاف پديد مىآيد . توضيح قبلا گفتيم در نصاب آخر گوسفند بين مشهور و صدوق ( ره ) اختلاف است :