اين كلام اين است كه بگوئيم مرحوم مصنّف در اين كتاب چون رأى مشهور در نصاب گوسفند را اختيار نموده و مرام ايشان بسى روشن و معلومست لاجرم اگرچه عبارت مجمل مىباشد اما مقصود معلوم است زيرا چنانچه قبلا اشاره شد در اين نصاب دو رأى بيشتر نيست :
رأى مشهور و مذهب صدوق ( ره ) :
عقيده مشهور همان است كه مصنّف ( ره ) در اينجا نقل نموده يعنى در سيصد و يك چهار گوسفند لازم دانسته تا به چهارصد برسد و از آن پس براى هر صد تا يك رأس واجب مىباشد ولى مرحوم صدوق در 301 سه گوسفند قائل بوده و در چهارصد ، چهار .
بنابراين كسانى كه در سيصد و يك چهار گوسفند را قائل هستند اين مقدار را تا چهارصد واجب مىدانند و كسانى كه در آن سه گوسفند لازم مىدانند آنها نيز مقدار مزبور را تا چهارصد رأس قائل مىباشند و در بين ايندو رأى ، قول ديگرى نيست كه در سيصد و يك چهار رأس را لازم دانسته و در سيصد و پنجاه سه رأس را واجب بداند .
و بعبارت ديگر :
وسط بين دو قول نامبرده رأى و عقيدهاى نيست از اينرو مرحوم مصنّف به اين امر اعتماد فرموده و عبارت را به لحاظ وضوح مسئله اينطور ايراد نمودهاند .
قوله : نظرا الى انّه آخر النّصب : ضمير در [ انّه ] به سيصد و يك راجعست .
قوله : و انّ فى كلّ مأة : كلمه [ ان ] بفتح همزه تا معطوف باشد به [ انّه اخر الخ ] .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 45
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٥