از طرفى چون در نصوص و فتاوى به تصريح آن را اعتبار نمودهاند ظاهرا استفاده مىشود كه جزء باشد ولى از طرف ديگر وجوب بنت لبون در هر چهل رأس شتر ايجاب مىكند كه بگوئيم نصاب دوازدهمين 120 بوده و واحد زائد فقط شرط وجوب مىباشد نه جزء آن و حق نيز همين است ، بنابراين اطلاق عبارت مصنّف ( ره ) را در اينجا بايد حمل بر تسامح و تجوّز نمود و حق عبارت اين بود كه در قبل از 120 فقط محاسبه را اختصاص به 50 مىداد و اين عدد را تا 140 به چهل و عدد 140 را بهر دو و در اعدادى از قبيل 160 و 170 مثلا تخيير مذكور را حكم مىفرمود نه بطور مطلق اعداد بعد از 91 را مورد اين اطلاق قرار دهد .
و سپس انتقاد به اطلاق عبارت را بعبارت ديگر بيان فرموده و چنين مىنگارد :
بدانكه تخيير در شمارش و حساب نمودن بهر كدام از چهل و پنجاه در اعدادى صحيح است كه در مقام تقسيم هم به پنجاه قابل تقسيم باشند و هم به چهل مانند 200 كه به چهار پنجاهتا يا به پنج چهلتا تقسيم مىشود اما در غير اين صورت مىبايد عدد رؤس شتران را بهركدام كه فقط قابل تقسيم است محاسبه نمود مثل 120 كه فقط با چهل و 150 كه منحصرا به 50 و 130 را با هر دو يعنى دو چهلتا و پنجاهتا حساب كرد .
و اگر عددى به هيچكدام به تنهائى قابل قسمت نبود و از طرفى هردو را نخواستيم با هم ملاحظه كنيم لازمست طورى حساب كرده كه رؤس شتران كمتر مورد عفو قرار گيرند .
مثلا در عدد 160 اگر به چهار چهل تا ملاحظه شود تمام شتران
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 37
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٧