تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
ايشان به حاكم مسترد كند و اگر به وى نيز نتوانست دست يابد خود مباشرتا به يكى از مصارف هشتگانه برساند . تبصره لازم به يادآورى استكه ابن سبيل منحصر بفرد نامبرده نيست بلكه كسى كه احتياج به انشاء سفر و ابتداء به آن دارد ولى بواسطه نداشتن مال عاجز از شروع به آنست نيز از افراد ابن سبيل مىباشد به اين معنا كه حكم آنها بر او نيز جاريست اگرچه حقيقتا اسم مزبور بوى اطلاق نشود . ديگر از مصاديق ابن سبيل ميهمانى است كه از شهر خود دور بوده و فعلا به ضيافت نياز دارد اگرچه در بلد خويش غنىّ محسوب شود حتّى بعضى از فقهاء ابن سبيل را منحصر در آن دانسته و به هر تقدير زمان محاسبه زكات در ميهمان وقتى است كه شروع به خوردن غذا نمود و هر مقدار كه تناول كند به همانقدر حساب شده و بيش از آن را ملاحظه نمىكنند اگرچه به منظور صرف كردن نزدش گذاشته و در ابتداء شروع معلوم نباشد چقدر را تناول مىكند . قوله : و هو المنقطع به فى غير بلده : ضمير [ هو ] به ابن سبيل راجع بوده و ضمير مجرورى در [ به ] نيز به آن عود كرده چنانچه ضمير در [ بلده ] نيز چنين مىباشد و مقصود از انقطاع سفر اين است كه شخص بواسطه ناتوانى مالى از ادامه سفر عاجز باشد . قوله : و لا يمنع غناه فى بلده : ضميرهاى مجرورى به ابن سبيل راجع مىباشند . قوله : مع عدم تمكّنه من الاعتياض عنه : ضمير در [ تمكّنه ] به ابن سبيل راجع بوده و در [ عنه ] به مالى كه در بلدش دارد عود مىكند .