مالك آنست و نه مال اختصاص به آن دارد چنانچه سبيل اللّه نيز كه مورد ديگر است همينطور مىباشد .
و بعد مىفرماين :
چون مرحوم مصنّف در مقام بيان مستحقّين است مناسب با آن تعبير به [ الرّقاب ] بود بدون اينكه حرف جرّ استعمال شود .
سپس مىفرماين :
مقصود از [ مكاتبون ] بندهگانى هستند كه با موالى خود عقد الكتابة خوانده كه قيمت خويش را بايشان پرداخته و در قبالش آزاد شوند منتهى كسب و كارشان وافى به پرداخت مال الكتابة نمىباشد .
و منظور از [ عبيد تحت الشّدة ] بندهگانى بوده كه در زير فشار و سختگيرى آقاهاى خود يا كسانى كه از قبل موالى بر آنها مسلّط شدهاند قرار گرفتهاند .
ناگفته نماند ملاك در تحقّق شدّت و سختى حكم عرفى است پس بندههائى را كه اهل عرف بگويند در تحت سختى و شدّت آقاهايشان هستند اين حكم بوده و از باب زكات آنها را خريده و بعد از آن هم آزاد مىكنند .
لازم به تذكّر است عبيد تحت شدّت را وقتى از مال زكات خريدند لازم است نيّت زكات را زمانى كه پول را به بايع يا معتق ( آزادكننده عبد ) مىدهند بنمايند .
مؤلف گويد :
اين عبارت اشاره است به اينكه صرف مال زكات در اين مورد به دو نحوه صورت مىگيرد :
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 144
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٤٤