اينها نسبت به كسى كه فاقد اينها بوده و به آنها نياز دارد .
يعنى اينها نيز از مؤنه محسوب مىشوند و براى فاقد مىتوان از زكات تهيّه كرد .
و سپس در مناط تحقق شأن مىفرماين :
مناط مناسبت با حال و تحقق شأن دو چيز است :
الف : اعتياد و عادت داشتن :
به اينكه سالهاى متمادى خادم حوائج وى را از قبيل تهيّه نان ، گوشت ، لباس و امثال اينها را برآورده ساخته يا در اثر انس با منازل وسيع مشكل است كه بتواند در خانههاى حقير و كوچك زندگى كند .
ب : احتياج :
به اينكه اگرچه معتاد به استخدام خادم و يا زندگى در خانه وسيع نيست ولى فعلا در وضع و موقعيّتى قرار گرفته كه به اين دو مثلا محتاج است حتّى اگر احتياج مقتضى تعدّد باشد لازم است به مقدارى كه رفع حاجتش شود از بابت زكات به وى داده شود .
در قبال اين گفتار اگر كسى كه به يك خادم بيشتر محتاج نيست يا بخانهاى كه دو اطاق داشته باشد حاجتش بر طرف مىشود ولى از بابت زكات دو خادم و خانهاى كه از نظر كيفيّت در حدّ فوق احتياجش هست تهيّه نمود لازمست مقدار زيادى را از وى بگيرند و تنها به مقدار حاجتش اكتفاء كنند .
قوله : اللّايقان به حال مالكهما كميّة و كيفيّة : ضميرهاى تثنيه به دارو خادم راجعست .
دارو خادمى كه لايق شخص باشد از حيث كميّت نظير آنكه به دو
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 130
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٣٠