حيله ادبى است ، فلذا اگر اين سه طائفه به غير خود اذن در امامت بدهند كراهت امامت ديگران منتفى مىشود و حال آنكه اگر فضيلت ذاتى ميداشتند با اذن نمىبايد كراهت مرتفع شود .
سپس مىفرماين :
اينكه گفته شد امام راتب مسجدى بر ديگران اولى و مقدّم است و تا وى هست نوبت به ديگران نمىرسد متوقّف بر حضور وى نيست بلكه اگر غائب نيز باشد بايد رعايت او را نموده و صبر كنند و نماز را تا زمانى كه وقت فضيلت آن ضيق شود به تأخير بياندازند پس اگر تا اين مدّت آمد كه وى از ديگران اولى بوده و امامت قوم را به عهده مىگيرد و در صورت نيامدن تا اين وقت اعتبارش ساقط شده و ديگرى بجاى وى مىايستد .
و نيز اينكه گفتيم صاحب منزل بر غير خود براى امامت جماعت منعقد در منزل مقدّم است فرقى نمىكند كه وى مالك منزل بوده يا مستأجر و يا خانه را عاريه نموده باشد با توجّه به اين مسئله مىگوئيم :
اگر صاحب و مالك منزل با كسى كه منزل را عاريه نموده اجتماع نمودند صاحب منزل بر مستعير مقدّم است زيرا مستعير نه مالك عين خانه است و نه منفعت آن بلكه استفاده از منافع آن را براى وى مباح كردهاند و اگر مالك عين با مستأجر اجتماع كردند بايد بگوئيم مستأجر بر مالك مقدّمست زيرا اقامه جماعت در منزل از منافع خانه است قهرا مالك منفعت بر غير مالك بايد مقدّم باشد .
قوله : اولى منهم : يعنى من جميع من ذكر .
قوله : على حضوره : يعنى حضور الرّاتب .
قوله : بل ينتظر لو تأخّر : كلمه [ ينتظر ] به صيغه مجهول بوده
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 492
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٩٢