لازم است از اين به بعد نمازهاى خود را تمام بخواند اگر چه بخواهد به مقدار خواندن يك نماز ظهر و عصر مثلا در آنجا درنگ نمايد .
سپس مىفرماين :
بعد از اينكه سفر بيكى از اين قواطع سهگانه منقطع شد و مسافر از حكم سفر بدر آمد و در حكم مقيم و حضرى گشت و در نتيجه نمازهايش را تمام خواند ، عود وى به مسافر و ترتّب احكام سفر بر او احتياج به قصد مسافت شرعى جديد دارد لذا بعد از منقطع شدن سفر و مقيم شدن يا آنچه كه در حكم اقامه است اگر از اقامتگاه خود خارج شد حكم مقيم بر او بوده تا مادامى كه عزم بر مسافت شرعى نمايد اعمّ از اينكه نيّت رجوع به اقامتگاه را داشته يا قصد برگشت را اساسا نداشته باشد .
فرع
اگر مسافر در ابتداء سفرش قصد داشت در طول مسافرت در چند نقطه كه تمام حكم وطن وى را دارند توقّف نمايد يا مثلا در استمرار سفر منازلى چند داشت كه در طىّ مسافرت به آنها بايد عبور كند قطعا نمازهائى كه در اين منازل يا اماكن در حكم وطن مىخواند تمام است ولى نمازهاى بين اين منازل را در صورتى كه مقدار مسافت بحدّ مسافت شرعى باشد قصر و در غير اين صورت لازم است آنها را نيز تمام بخواند اگر چه سفرش به اين نحو به طول و درازا كشيده شود .
قوله : بمروره على منزله : ضميرهاى مجرورى بمسافر راجعست .
قوله : و هو ملكه الخ : ضمير [ هو ] به منزل عود مىكند .
قوله : قد استوطنه : يعنى آن سرزمين را وطن خود قرار داده است ، ضمير منصوبى به [ الّذى ] راجع است كه آن صفت براى [ العقار ] مىباشد .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 396
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٩٦