2 - كسى كه بدست ظالمى اسير و تابع او مىباشد منتهى هر وقت قادر بر فرار كردن و جدا شدن از وى بشود اين كار را انجام مىدهد البتّه مشروط به اينكه مفارقت بحسب عادت ممكن باشد لذا ظالم اگر چه قصد مسافت را داشته و نمازش را قصر مىخواند ولى مظلوم چون عزم بر مسافت ندارد لازمست نمازش را تمام بخواند .
3 - زنى كه همراه شوهرش به مسافرت مىرود ولى عازم بر آن نبوده بلكه قصدش اينست در هركجا كه ازوى طلاق گرفت مراجعت نمايد مشروط به اينكه قرائن و علائم جدائى بارز باشد .
4 - عبدى كه همراه آقايش به سفر مىرود ولى قصد او سفر نيست لذا در هر زمانى كه آزاد بشود مراجعت مىكند به شرط اينكه امارات و نشانههاى آزاد شدن ظاهر باشد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
در تمام مواردى كه تابع به پيروى از متبوع و به اجبار وى به سفر ميرود اگر ظن به بقاء مصاحبت با وى را تا حدّ مسافت داشته باشد اگر چه مستقلا قصد سفر ننموده ولى در عين حال لازم است نمازش را قصر بخواند چنانچه وقتى به رأس مسافت هشت فرسخى رسيدند در موقع بازگشت قطعا بايستى نماز را شكسته بخوانند چه مباشرت به سفرشان با قصد بوده و چه بدون قصد صورت گرفته باشد .
بايد توجّه داشت كه تابع در طىّ مسافت ذهاب اگر به نقطهاى رسيد كه از آنجا قصد سفر نمود ولى تا مقصد ظالم به قدر مسافت نبود منتهى به انضمام مسافت برگشت مجموعا به قدر مسافت شرعى مىشود در اينجا اين مقدار ضميمه نشده و نماز وى در مراجعت قصر نمىشود .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 391
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٩١